روانشناسی
آيا ميدانيد :
· بزرگترين روانشناسان دنيا به اين نتيجه رسيده اند كه :
ثروتمند شدن 80% ذهني و فقط 20 % فيزيكي است و به تلاش جسمي بستگي دارد .
شما در عالمي بي زمان به سر ميبريد كه ناممكن وجود ندارد .
فكر و انديشه انسان داراي شكل به خصوصي است اگر چه علم هنوز قادر به اثبات اين واقعايت نيست اما مي توانيد انديشه هايتان را به صورت يه اهنرباي مغناطيسي فوق العاده و فوق العاده قدرتمند با ميدان مغناطيسي تمام كائنات و كهكشانها بدونيد كه اين مغناطيس فكر و ذهن شما به جهان بيرون ميروند و جوهرهايي مناسب خود رو جذب ميكنه و به سمت شما ميكشانه و در زندگيتون متبلور و ظاهر ميكنه .
پس :
اگه به پول به ثروت به جوامردي به ادماي خوب و به رفتارهاي خوب فكر كنيد و به هرچيزي كه فكر كنيد فكر شما اين افكار و خواسته هاي شما رو به كل زمين و دنيا و كائنات ميفرسته و تمام انرژي ها و چيزهايي رو كه مطابق با خواسته شماس به طرفتان ميكشونه مطمئن باشين و شك نكنين امتحان كنين فقط براي مدت كوتاه .
هرچه با احساس و عواطف درونيتون خواسته هاتون رو بيشتر حس كنين يعني پول رو حس كنين عشق رو حس كنين احترام رو حس كنين و شادي و هر چي رو كه ميخواهين بتونين قبلا درخودتو حس كنين كه اگه به اون خواسته برسين چه احساس خواهيد داشت با سرعتي چندين و چندين برابر خواسته تون رو به سمت خودتون ميكشيد .
اميدوارم همتون اونقدر ثروتمند و موفق و قدتمند باشين كه بتونين تو اوج قدرت و ثروت معرفت داشته باشين و در اوج جوانمردي باشين .دوستون دارم .
|
آيا مي پنداري كه جسم كوچكي هستي . در حاليكه در درون تو جهان بزرگي نهفته است . |
مي گويند در روزگاران دور آدميان همه خلق و خو و سرشتي خداي گونه داشتند ولي از امكانات و توانائيهاي خود خوب استفاده نكردند و كار به جائي رسيد كه برهما خداي خدايان تصميم گرفت قدرت خدائي را از آنان باز گيرد و آن را در جائي پنهان كند كه دست آنها از آن كوتاه باشد . بدين منظور او در جستجوي مكاني بود كه مخفي گاهي مطمئن و دور از دسترس آدميان باشد .
زماني كه برهما با ديگر خدايان در اين مورد مشورت نمود آنها چنين پيشنهاد كردند :
بهتر است قدرت بيكران انسانها را در اعماق خاك پنهان كنيم . برهما گفت : آنجا جاي مناسبي نيست زيرا كه آنها ژرفاي خاك را خواهند كاويد و دوباره به آن دست پيدا خواهند كرد . سپس خدايان گفتند :
بهتر است نيروي يزداني آدميان را به اعماق اقيانوسها منتقل كنيم تا از دسترس آنها دور باشد . اين بار برهما گفت :
آنجا نيست مناسب نيست زيرا دير يا زود انسان به عمق درياها و اقيانوسها رخنه خواهد كرد و گمشده خود را خواهد يافت و آن را به روي آب خواهد اورد .
خلاصه همه خداها كنار همه نشستند و جلسه گرفتند و گفتند :
ما كه نميدونيم اين نيروي عظيم و قدرتمند رو كجا پنهان كنيم . به نظر ميرسه اين ادم ميتونه تو آب و خاك و همه سولاخ سنبه ها بره پس چه كنيم كه يه دفعه برهما گفت :
كاري كه با نيروي يزداني آدميان ميكنيم اين است :
( ما آن را در اعماق وجود خود او پنهان ميكنيم ! آنجا بهترين محل براي پنهان كردن اين گنج گرانبهاست و تنها جائيست كه آدمي هرگز به فكر جستجو و پيدا كردن ان بر نخواهد آمد !.)
در ادامه اين افسانه قديمي هنوستان اومده كه : از آن به بعد آدمي سراسر جهان را پيموده است همه چيز رو جستجو كرده بلنديها را در نور ديده است و به اعماق درياها فرو رفته است و تا دورترين نقاط خاك نفوذ كرده است تا چيزي رو بدست آورد كه در ژرفاي وجود خود او پنهان شده است . !!!
آري راز قدرت در وجود خود ماست و آدمي خداي گونه است هر كي خودش رو شناخت خدا رو شناخت و به گنجي دست يافته كه ميتونه با اين گنج هر چيزي رو كه ميخواد بهش برسه .
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا ميكرد
تست روانشناسي
اين تست روانشناسي حرف نداره فقط سعي كنين يه كم وقت و دقت به خرج بدين . عاليه .
سعي كنين جوابها رو قبلش اصلا به هيچ وجه نخونين .
1 - نام سه حيوان را به ترتيب علاقه بنويسيد و براي هر کدام از اين سه جاندار سه مشخصه که باعث علاقه شما به آن ها شده را بنويسيد.
2. حالا نوبت درياست! نظرتان راجع به دريا چيست؟ سه مشخصه بنويسيد.
3. جنگل؛ سه مشخصه راجع به جنگل بنويسيد.
4. رودخانه؛ سه مشخصه راجع به رودخانه بنويسيد.
پاسخ را بعد از دادن جواب بخوانيد.
جواب پاسخ ها:
1. سه مشخصه اي که براي حيوان اول نوشتيد در واقع نظر خودتان راجع به خودتان است.
سه مشخصه اي که براي حيوان دوم نوشتيد در واقع خصوصياتي است که ديگران براي شما قائل اند.
سه مشخصه اي که براي حيوان سوم نوشتيد خصوصياتي است که براي همسرتان مي خواهيد.
2. دريا: ديد شما نسبت به زندگي است. شما زندگي آرام را دوست داريد و يا مواج؟ آبي يا طوفاني؟
3. جنگل: ذهنيت شما نسبت به مرگ است. مرگ از ديد شما چگونه است؟ تاريک يا روشن؟ ترسناک يا رويايي؟!
4. رودخانه: هم بيانگر رويه و خط مشي شما در زندگي است. شما فردي محافظه کار هستيد يا ميانه رو!؟

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .
2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .
3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .
4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .
5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .
* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید...

دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی ست . ارد بزرگ